تبليغاتX
کلید آخر - *السّلام علي الحسين وعلي عليّ بن الحسين وعلي أولادالحسين وعل اصحاب الحسين*

کلید آخر


السلام عليك يااباعبدالله وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليك مني سلام الله ابدامابقيت وبقي اليل والنهار ولاجعل الله اخرالعهدمني لزيارتكم السلام علي الحسين وعلي علي ابن الحسين وعلي اولادالحسين وعلي اصحاب الحسين
بخشودگي اهل گنه درصف محشر
وابسته به يك گردش چشمان حسين است

اين حسين کيست که عالم همه ديوانه ي اوست
اين چه شمعي است که عالم همه پروانه ي اوست

 

بوي محرم آمده اينجا حرم زنيد
روزي اشک گريه کنان را رقم زنيد
اين چشمها که به درب حسينيه مانده است
يک مرتبه به خانه خود قدم زنيد
مرهم ترين دواي دل زخم خورده است
هر پلک کوچکي که شما روي هم زنيد
يک شب بدون گريه بميرم اگر مرا
از کاروان روضه نشينان قلم زنيد
من نذر علقمه شده ام تا دل مرا
با شال روضه‌هاگره اي بر علم زنيد
عمري به انتظار شما مي کشد نفس
يک سر به آرزوي دل مادرم زنيد


دوباره ماه،خون ماه عزا شد
به هر سو بنگرم شوري بپا شد
ندونم حالت گردون چه بودي
دمي كه شاه خوبان سرجدا شد

شد محرم تا ، در غم جانا ، غم خانه شويم
واز شراب غم واز مي ماتم ديوانه شويم
زين جور و ستم وز غصه و غم ويرانه شويم

امشب دلم به نام حسين دم گرفته است
از عرش و فرش رنگ محرم گرفته است
مي نالد عرش و فرش كه در طور كربلا
موسي عصاي خويش چه محكم گرفته است
باز هم علي به سجده خون مي كند نماز
شمشير ظلم زاده ملجم گرفته است
از شدت بلا و مصيبت به نصف روز
سرو نگار قامت خود خم گرفته است
از شوق آب خون شده چشمان تشنگان
با ناله هاي آب حرم رم گرفته است
ان تشنگان جام الستي نگر كه غسل
خشكيده لب به چشمه زمزم گرفته است
آتش گرفت از غم هجران خيام عشق
دلها عجب شراره مبهم گرفته است
دولتسراي عشق به يغماي ظلم رفت
گلبرك غم فتاده و شبنم گرفته است
خون مي چكد ز ديده طفلان بي پدر
از تازيانه نقشه پرچم گرفته است

السلام عليک يا ابا عبدالله
من‌ حسين‌ فرزند عليّ هستم‌. من‌ پسر فاطمه‌ دختر رسول‌ الله‌ صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ هستم‌.
جان‌ من‌ با جانهاي‌ شماست‌! و اهل‌ من‌ با اهل‌ شماست‌! (از نقطه‌ نظر تعيّن‌ و تشخّص‌ زندگي‌، براي‌ خود مزيّتي‌ قائل‌ نشدم‌، و در جاه‌ و مال‌ چيزي‌ را به‌ خود منحصر ننمودم‌! خودم‌ و اهلم‌ مانند شما و اهل‌ شماست‌.)
ليكن‌ من‌ اُسْوه‌ و الگو و سرمشق‌ شما هستم‌ (كه‌ بايد از من‌ پيروي‌ كنيد و مرا امام‌ و مقتداي‌ خود بدانيد! و در دور بودن‌ از زندگاني‌ متجمّلانه‌، و ترك‌ تبذير و اسراف‌، و دست‌ نبردن‌ به‌ فَيْء و غنيمت‌، به‌ من‌ تأسّي‌ كنيد!)
و اگر اين‌ كار را نكنيد، و عهد و پيمان‌ خود را بشكنيد، و بيعت‌ را از ذمّه‌هاي‌ خود برداريد؛ به‌ جان‌ خودم‌ سوگند كه‌ اين‌ عمل‌ از شما بديع‌ و تازه‌ نيست‌!
شما با پدر من‌، و برادر من‌، و پسر عمّ من‌ مسلم‌بن‌ عقيل‌ نيز چنين‌ كرديد.

بار خدايا همانطور كه به ما شور حسيني داده اي شعور حسيني نيز نصيبمان گردان.

ديباچه عشق و عاشقي بازشود،دلها همه آماده پرواز شود، با بوي محرم الحرام تو حسين، ايام عزا و غصه آغاز شود،


تا نام حسين و کربلا در دنياست
اين تعزيه و عزا به عالم بر پاست
باقي بع بقاي حق بود اين مکتب
چون خون حسين ابن علي خون خداست

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/11ساعتتوسط وحید قاسمی | |